دنیای شادی


می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست..?!

بنويس از سر خط

benevis

بنويس از سر خط

بنويس که دلت ديگه به ياد اون نيست

بنويس که بدونه

وقتی نباشه قلبت از غصه خون نيست

اون که گذاشت و رفت

يه روز سرش به سنگ ميخوره بر ميگرده

ديگه صداش نکن

بزار خودش بياد دنبالت بگرده.

ديگه گريه نکن

آخه اشک تو باعث شاديه اونه

ديگه به پاش نسوز

آخه اون واسه تو ديگه دل نميسوزونه

اگه ميخواست می موند

حالا که رفت و غصه اش رفته ز يادم

اگه پيشم ميموند

ميديد جز اون به هيچکی دل نميدادم

بنويس از سر خط

بنويس که دلت ديگه به ياد اون نيست

بنويس که بدونه

وقتی نباشه قلبت از غصه خون نيست

اون که گذاشت و رفت

يه روز سرش به سنگ ميخوره بر ميگرده

ديگه صداش نکن بزار خودش بياد دنبالت بگرده

ديگه گريه نکن

آخه اشک تو باعث شاديه اونه

ديگه به پاش نسوز

آخه اون واسه تو ديگه دل نمی سوزونه

اگه ميخواست می موند

حالا که رفت و غصه اش رفته ز يادم

اگه پيشم ميموند

ميديد جز اون به هيچکی دل نميدادم

بنويس از سر خط

بنويس که دلت ديگه به ياد اون نيست

بنويس که بدونه

وقتی نباشه قلبت از غصه خون نيست

اون که گذاشت و رفت

يه روز سرش به سنگ ميخوره بر ميگرده

ديگه صداش نکن بزار خودش بياد دنبالت بگرده...

 

هيچی ندارم که بگم ! فقط اينکه واقعا  فهميدم اشکهای من باعث شاديه اونه...

   + شادی - ٥:٤۱ ‎ب.ظ ; ۸ امرداد ۱۳۸٦