دنیای شادی


می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست..?!

....!

اگه می خوای بری برو,  از تو دوباره می گذرم

نگاه به گریه هام نکن ، من از تو بی وفاترم

تو اشتباه عمرمی ، که دیگه تکرار نمی شی

این دفعه دیگه برنگرد ، تو واسه ما یار نمی شی

نه غم میخوام نه خاطره ، فقط بذار رها بشم

تو این غریبی نمیخوام ، مجنون قصه ها بشم

از توی قصه هام برو ، دیگه تو فکر من نباش

تموم کن این قائله رو نمک رو زخم من نپاش

همیشه بی گناه تویی ، همیشه تقصیر منه

نگاه بی وفای تو ، همیشه طعنه میزنه

بازم دارم می بخشمت ، این اشتباه آخره

گذشتم از گناه تو ، شاید خدا هم بگذره

 

   + شادی - ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; ٢٥ تیر ۱۳۸٦