دنیای شادی


می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست..?!

black cats(بگو منو کم داری)

يه نيمکت تنها.يه شعله ی خاموش.يه لحظه يک رويا.منو تو در آغوش .يه

يادگار از عشق.رو تن درخت بيد.يه قصه ی کوتاه ای وای از اين تقدير.

بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو.بگو منو کم داری بگو.بگو کمی

غم داری بگو.

بگو تو هم بی قراری.يه لحظه آروم نداری.مثل يه ابره بهاری.بگو که هرشب

ميباری.بگو دلت برام تنگ شده.همون دلی که می گن از سنگ شده.بگو

ديگه طاقت نداری.اشک روی چشمام بياری.

بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو.بگو منو کم داری بگو.بگو کمی

غم داری بگو.(to tell me) بگو منو کم اری بگو.بگو کمی غم داری بگو.

بگو که نامه هامو خوندی.بگو برام دل سوزوندی.هق هق گريه ام رو شنيدی

بگو که اشکهامو ديدی.بگو دلت برام تنگ شده.همون دلی که می گن از

سنگ شده.بگو ديگه طاقت نداری.اشک روی چشمهام بياری.

بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو.بگو منو کم داری بگو.بگوکمی

غم داری بگو(to tell me)بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو...

نظر يادتون نره!!!

 

   + شادی - ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ; ٤ آبان ۱۳۸٤