دنیای شادی


می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست..?!

معین

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست،فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهانه هامو میگیرم
میگم وای،چقدر سرده میام دستاتو میگیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگرم

فقط تو فکر این عشقم،تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم "خیلی دوستت دارم"

تو هم مثل منی انگار،از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود آزاری...3>

   + شادی - ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱٥ مهر ۱۳٩٠