دنیای شادی


می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست..?!

 

سلااااااااااااملبخند! به خدا مسافرت بودممژه! انقدر خوش گذشت که نگو ! جای همتون خالی!قلب

این روزا یاد گرفتم که وقتی کسی رو میبینم باید بگم فلانی هستم، لبخندی زورکی  تحویلش بدم و دستشو بفشرم! به تکه کلامای مسخرش هرهر و کرکر بخندم و صمیمیتو تو صورتش تف کنم..! این روزا زندگی میکنیم چون مجبوریم.. امیدوارم نظرم درباره ی دلیل زنده بودن بعدها عوض شه !!چشم

*تابستون تموم شد بازم پاییز شد و زردی ها و نارنجی ها ...! امیدوارم مثله پاییزه پارسال دلگیر نباشه، همین !

ماچماچماچ

 

   + شادی - ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; ۳۱ شهریور ۱۳۸٧