دنیای شادی


می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست..?!

 

                         به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

                            برای همه ی انهایی که بی تقصیراند

 

تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند. تقدیم به

اشک هایی که غرورشان شکست وعهدهایی که کسی آنها را نبست.

زندگی شیبی ست.عشق سیبی ست و وای بر آن که در عشق پای بند 

نظم و ترتیبی ست.واما تو:قرار نبود آن وقتهای تو جایشان را با این وقتهای

من عوض کنند.قرار نبود عشق هم مثل گیلاس.بوسه.عیدی و تعطیلات

تابستان اولش قشنگ باشد قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت

دارم.قرار نبود کسی برای نشکستن دل دیگری بماند قرار بود هر کس برای

نشکستن دل خودش بماند.قرار نبود هر چه قرار نیست باشد.گمان نمی 

کنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد.اما یقین دارم کودک دلت کمتر از

پیش بهانه ی لالایی های شعر گونه ام را میگیرد.مهم نیست ولی یک چیز

یاد همه بماند.اگر اتفاقی را که نباید بیفتد افتاد تنها برایت می نویسم:خودت

خواستی تقصیر من نبود

زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های یکدیگر

باشیم...

   + شادی - ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ٢٦ تیر ۱۳۸٤

 

عشق کور نیست همه چیز را می بیند  ولی چون همه چیز را می بیند

                                  خیلی چیزها را نادیده میگیردچشمک   

                                     

   + شادی - ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ٢٢ تیر ۱۳۸٤