دنیای شادی


می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست..?!

linkinpark(In the end

In the End

It starts with one thing

I don't know why

It doesn't even matter how hard you try

keep that in mind

I designed this rhyme

To explain in due time

All I know

Time is a valuable thing

Watch it fly by as the pendulum swings

Watch it count down to the end of the day

The clock ticks life away

It's so unreal

Didn't look out below

Watch the time go right out the window

Trying to hold on, but didn't even know

Wasted it all just to watch you go

I kept everything inside and even though I tried, it all fell apart

What it meant to me will eventually be a memory of a time when

I tried so hard

And got so far

But in the end

It doesn't even matter

I had to fall

To lose it all

But in the end

It doesn't even matter

One thing, I don't know why

It doesn't even matter how hard you try

keep that in mind

I designed this rhyme, to remind myself how

I tried so hard

In spite of the way you were mocking me

Acting like I was part of your property

Remembering all the times you fought with me

I'm surprised it got so (far)

Things aren't the way they were before

You wouldn't even recognize me anymore

Not that you knew me back then

But it all comes back to me (in the end)

You kept everything inside and even though I tried, it all fell apart

What it meant to me will eventually be a memory of a time when I

Chorus

I've put my trust in you

Pushed as far as I can go

For all this

There's only one thing you should know (2x)

I tried so hard

And got so far

But in the end

It doesn't even matter

I had to fall

To lose it all

But in the end

It doesn't even matter ...

اينم يه آهنگه توپ از عشقمLinkinparkنظر يادتون نره....بابای

   + شادی - ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱٢ بهمن ۱۳۸٤

خلقت زن

از هنگامی که خدا مشغول خلق کردن زن بود,۶روز ميگذشت.

فرشته ای ظاهر شد و گفت:"چرا اين همه وقت صرفه اين يکی ميفرماييد؟؟"

خداوند پاسخ داد:"آيا دستور کار او را ديده ای؟؟او بايد کاملا قابل شستشوی باشد اما پلاستيکی نباشد.بايد دويست قطعه ی متحرک داشته باشد,که همگی قابل جايگزينی باشند.بايد بتواند با خوردن قهوه ی بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شود ناپديد شوند.بوسه ای داشته باشد که بتواند همه ی دردها را,از زانوی خراشيده تا قلبه شکسته درمان کند.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگيرد"اين همه کار برای يک روز خيلی زياد است.باشد فردا تمامش بفرماييد."

خداوند فرمود:"نميشود!چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است,تمام کنم.از اين پس ميتواندهنگام بيماری,خودش را درمان کند و يک خانواده را با يک قرص نان سير کند.

فرشته نزديک شد و به زن دست زد:"اما ای خداوند او را خيلی نرم آفريده ای."

"بله!نرم است اما او را سخت هم آفريده ام.تصورش هم نميتوانی بکنی که تا چه حد ميتواند تحمل کند و زحمت بکشد.او قدرتی دارد که ديگر مخلوقان آن را ندارند...و آن اشک است.

فرشته پرسيد:"اشک ديگر چيست؟"

خداوند گفت:"اشک وسيله ای است برای ابراز شادی,اندوه,درد,نا اميدي,تنهايی, سوگ و غرورش."

فرشته متاثر شد:"شما نابغه ايد خداوند.شما فکر همه چيز ا کرديد چون زنها واقعا حيرت انگيزند."

"زن ها قدرتی دارند که مردان را متحير ميکنند.همواره بچه ها را به دندان ميکشند.سختی ها را بهتر تحمل ميکنند.بار زندگی را به دوش ميکشند,ولی شادی,لذت و عشق به فضای خانه می پراکنند.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.آنها ميدانند که بغل کردن و بوسيدن ميتواند هر دل شکسته ای را التيام بخشد.آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند.آنها شفقت و فکر نو ميبخشند...

زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و بخشيدن دارند...

برگرفته از کتاب :خلقت زن

   + شادی - ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; ٤ بهمن ۱۳۸٤